دنج

این گوشه دنج من است که می‌توانید چیزهای تصادفی از چت تا موسیقی و حتی برخی از افکاری که با صدای بلند فکر می‌کنم را در آن پیدا کنید.

دنج

نئاندرتال‌ها آشپزی میکردن

منتشر شده: ۲۶ دی ۱۴۰۱ زمان مطالعه: ۱ دقیقه

این مطلب گاردین برام جالب بود، گفتم اینجا شر کنم: اگه فکر میکردین که نئاندرتال‌ها برنامه غذاییشون توت و علف و لاشه حیوونا بوده بهتره که تجدید نظر کنین. بقایای غذایی که به نظر میرسه قدیمی ترین غذای پخته شده جهان باشه در غاری در شمال عراق پیدا و استخراج شده که نشون میده احتمالا نئاندرتال‌ها احتمالا اهل پخت و پز بودن. هانت و همکاراش سعی کردن که یکی از رسیپی‌ها رو بازسازی کنن و از دانه‌های جمع‌آوری شده اطراف همون غار استفاده کردن. اون گفت که چیزی بین پنکیک و نان فلت به دست اومد ...

ادامه مطلب

کرونا و فقط

منتشر شده: ۱۹ فروردین ۱۴۰۰ زمان مطالعه: 2 دقیقه

چی شد که وضع کرونای ایران به اینجا رسید؟ حالا کاری به کشورای دیگه ندارم ولی توی ایران تقصیر «فقط» بود! درسته حکومت داره راه رو هموار میکنه برای پخش کرونا، ولی خود مردم هم میتونستن جلوی این وضع رو بگیرن، اگه «فقط» نبود. ما جایی نمیریم، «فقط»… ما قرنطینه‌ایم، «فقط»… ما مسافرت میریم خونه خودمون، «فقط»… یعنی کامل همه دارن زندگی عادی میکنن، فقط برای مظلوم نمایی یه «فقط» میاد تو جمله‌هاشون… و دقیقاً با همون اون کاری که قبلش یه «فقط» میگن، زنجیره پخش ویروس رو برقرار نگه داشتن. ...

ادامه مطلب

دکتر مقدس نیست

منتشر شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ زمان مطالعه: 4 دقیقه

اول چند سال پیش مادرم دل درد شدیدی گرفت و بردیمش درمونگاه محل، دکتر معاینه کرد و گفت اسپاسم معده س، یکم دارو داد و یکی دو روزه مشکل حل شد. سال بعد همون موقع های سال دوباره مشکل تکرار شد. یکم شدید تر، رفتیم درمونگاه و دوباره همون تشخیص رو داد اما دارو هاش تاثیر نکرد. رفتیم بیمارستان فجر و یکم دارو های ضد اسپاسم قوی تر دادن،‌بالاخره درد آروم شد. ...

ادامه مطلب

چه خبر از سایتم؟

منتشر شده: ۱۳ آبان ۱۳۹۳ زمان مطالعه: 4 دقیقه

آخرین باری که از تغییر و تحول های توی سایتم گفتم حدود یک سال و نیم پیش توی این پست بلاگم بود که البته انگلیسی بود: What I have, and am busy with توی این یک سال و نیم تغییرات سایت خیلی زیاد بوده، مثل زندگی خودم!، اما نمیشه همه ی تمام تغییرات رو جزء به جزء گفت چون حوصله سر به بر می شه به خاطر همین تغییرات خیلی جزئی و کوچیک رو دیگه نمی گم: ...

ادامه مطلب

آیا رستوران های فست فود می تونن برگر هایی شبیه به تبلیغاتشون درست کنن؟

منتشر شده: ۲۷ خرداد ۱۳۹۳ زمان مطالعه: ۱ دقیقه

اکثر افراد این باور رو پذیرفته اند که برگر های فست فودی ها هرگز به خوبی آن چیزی که در تبلیغات دیده می شود نیستند. آن نان های پف کرده، آن برگر های ضخیم و براق، پنیر هایی که به زیبایی آب شده اند، سبزی جاتی که به زیبایی آراسته شده اند و… همه این ها منظره ای کاملاً بد قیافه ای در واقعیت دارند. اما ما اونا رو به هر حال می خوریم! اما چطور می شه اگه از رستوران ها بخواهیم کمی بیشتر تلاش کنن؟ آیا می تونن برگری درست کنن که شبیه به تبلیغاتشون باشه؟ ...

ادامه مطلب

خدا، یا فکر و تدبیر و همت ما؟

منتشر شده: ۳ خرداد ۱۳۹۳ زمان مطالعه: ۱ دقیقه

میگه خدا شفام داد، دعای دوستام اثر کرد… پس چرا رفتی دکتر و پول هات رو هدر دادی؟ میگه خرم شهر رو خدا آزاد کرد… پس اون ها که رفتن جنگیدن و کشته شدن یا با یه دست و یه پا زنده موندن چی بودن؟ می گه عمر دست خداس… پس چرا قبل از باز کردن کنسرو تاریخ انقضاش رو می خونی موقع رد شدن از خیابون یه طرفه هر دو طرف رو نگاه می کنی؟ می گه روزی رو خدا می رسونه… پس چرا هر روز اول صبح به زور از خواب بیدار میشی و میری سر کار؟ ...

ادامه مطلب

یکی از نشونه های آدم های بیسواد

منتشر شده: ۲ خرداد ۱۳۹۳ زمان مطالعه: ۱ دقیقه

یکی از نشونه های بی سوادی آدم هایی که می خوان خودشون رو با سواد نشون بدن، استفاده از اسم های قلمبه سلمبه و زیاده و تو یه مرحله حاد تر طرف به جنون می رسه و اون اسم ها رو نقد هم می کنه! مثلاً یکی می خواد بگه خیلی موزیک شناسه، شروع می کنه 256 تا اسم خواننده هایی رو که هیچ کس نمی شناسه رو از یه جایی حفظ می کنه و به هر کی می رسه تند تند اون اسم ها رو می گه و یه نگاه عاقل اندر سفیه هم می کنه که نمیشناسی؟؟؟ و در ادامه میاد بزرگ های موزیک رو هم نقد می کنه که مثلاً متالیکا کلاً چرته. ...

ادامه مطلب

نژاد پرستی

منتشر شده: ۲۸ فروردین ۱۳۹۳ زمان مطالعه: 2 دقیقه

اونایی که نژاد پرست نیستن چه جوری سفید پوست و سیاه پوست رو یکی می دونن؟ عرب و فارس و ژرمن و ایندین ها رو یکی می دونن؟ بین یه ایرانی و انگلیسی و افغان و آفریقایی و عرب تفاوت نیست؟ از نظر من تمام اون ها ارزش های متفاوتی دارن و یکی نیستن و ارزش ها رو خود اون جامعه تعریف می کنه. اگه مخالف نژاد پرستی هستی خودت احساس امنیتت بین 5 نفر پاکستانی غریبه و 5 آلمانی یا آمریکایی غریبه فرق نمی کنه؟ ...

ادامه مطلب

با سرما خوردگی چیکار کنیم

منتشر شده: ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ زمان مطالعه: 4 دقیقه

امروز شنیدم یکی از دوستام سرما خورده و سرما خوردگیش خیلی شدیده. منم تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم تا تجربه های خودم رو برای سر و کله زدن با سرما خوردگی به اشتراک بزارم، شاید کاملاً اشتباه باشن، اگه اینطوره تو کامنت ها بهم بگین. البته چند سال پیش راجع به همین قضیه 2 پست نوشتم که به انگلیسی هستن: You dislike it too: Sore Throat ...

ادامه مطلب

مرسی آواست

منتشر شده: ۴ بهمن ۱۳۹۲ زمان مطالعه: 2 دقیقه

امروز صبح خوابیده بودم که دیدم بابام اومد منو بیدار کرد و گفت برو دم در پُست برات یه بسته آورده… رفتم بسته رو گرفتم و دیدم ووووو! یه بسته از کشورِ چک اومده از طرف آواست! بسته رو گرفتم و اومدم بازش کردم دیدم توش ایناس یه شارژر پرتابل، یه کلاه با لوگوی آواست و یه نامه…. شارژر پرتابلش رو دارم هر روز استفاده می کنم دیگه بیرون خونه بدون باتری نمی مونم! هورااا! ...

ادامه مطلب

روز جهانی بوسه مبارک!

منتشر شده: ۱۵ تیر ۱۳۹۲ زمان مطالعه: ۱ دقیقه

روز جهانی بوسه مبارک! اگه به دنبال بهانه ای برای بوسیدنش بودین، امروز بهترین بهانه هست! عکسی در کل جهان پخش شد، اسکات جونز استرالیایی در حال آرام کردن دوست دختر کاناداییش الکساندرا توماس در شورش های ونکوور کانادا. (Rich Lam/Getty images)

ادامه مطلب

ما در برابر دیگران

منتشر شده: ۱۰ آبان ۱۳۹۱ زمان مطالعه: 4 دقیقه

من الان که این پست رو می نویسم 23 سالم هست و سنم آنقدر زیاد نیست که بخواهم نظرات زیادی راجع به زندگی کردن بدم و به بقیه افراد آموزشی بدم و حتی شاید خیلی از طرز فکر هایم هم اشتباه باشه، پس فقط من افکارم و نظراتم رو می نویسم و دوست دارم که نظرات شما رو، چه مخالف و چه موافق، بشنوم: کمک خواستن راه حل خوبی نیست: هیچ کس اندازه خودتون به خودتون به شما اهمیت نمی ده، هیچ کس دقیقاٌ مثل شما فکر نمی کنه، کمک خواستن معمولاٌ فقط اطلاعات اضافی به دیگران می ده که بعداٌ بتواننن از اون اطلاعات سواستفاده کنن و برای شما مزاحمت درست کنن، این رو من خودم بار ها تجربه کردم. ...

ادامه مطلب

مشکل کجاست؟

منتشر شده: ۹ آبان ۱۳۹۱ زمان مطالعه: 3 دقیقه

نمی دونم چه جوری بعضی از اتفاق های زندگی رو توجیه کرد، مثلاٌ اینکه آیا واقعاٌ من دارم اشتباه می کنم چون نظر اکثریت بر خلاف منه؟ این امکان وجود نداره که این اکثریت اشتباه کنن؟ من هیچ وقت دوست نداشتم یکی باشم مثل بقیه، البته این معنیش این نیست که می خواستم تو چشم باشم یا منحصر به فرد، من همیشه می خواستم فقط با منطق خودم زندگی کنم، هیچ وقت کاری رو انجام ندم چون همه این کار رو می کنن، اون کار رو انجام بدم چون منطقم بهم می گه که الان باید این کارو انجام بدی، خوب تا الان هم این روش رو دنبال کردم و نتیجه گرفتم، اما این کار یه مشکل درست کرد و مشکل این بود که بین من و مردم اطرافم یه فاصله درست کرد… ...

ادامه مطلب

جستجو